شهر زیبایم
بر گرفته از وبلاگ تا بیکران :
دیده ها و شنیده های من در شهر زیر زمینی سامن ملایر :
همدان را به مقصد ملاير ترك ميكنم و براي رسيدن به شهر زيرزميني سامن سوار مينيبوسي ميشوم كه مرا از ترمينال ملاير- بروجرد به شهر سامن ميرساند. قبل از اينكه سوژه كاوشهاي شهر مردگان سامن را انتخاب كنم، عكسها و خبرهاي زيادي را در اين خصوص دیده و خوانده بودم و ميتوانستم اتفاقاتي را كه در ادوار مختلف در اين كريدورهاي تودرتو افتاده است را در ذهنم مجسم كنم و حركت انسانها با چراغهاي پيسوز و مشعلهاي روشن را در اين دالانهاي سنگي و اتاقكهاي كوچك حس كنم. براي رسيدن به شهر سامن بايد پس از گذشتن از پل حرمآباد از روستاهاي نمازگاه و نازول كه در حاشيه جاده قرار گرفتهاند، گذر كرد. بقيه راه، طبيعت پشت شيشه مينيبوس آبي رنگي است كه من و همسفرانم را به سوي شهر سامن پررمز و راز بدرقه ميكند. به ميدان امام(ره) سامن كه ميرسيم مسافران يكي يكي پياده ميشوند و پيداست كه نگارنده اين گزارش هم بايد پياده شود!
ايرانسل؛ اينجا آنتن نميدهد و يكي از راههاي ارتباطي من قطع شده است. از مردم سامن پرس و جو ميكنم و مسير خيابان امام(ره) شهر سامن را دنبال ميكنم تا اينكه در انتهاي اين خيابان و درست روبروي مغازهاي كه عدهاي جلوي در آن براي دريافت شير يارانهاي صف كشيدهاند به 3 نفر از اعضاي هيأت باستانشناسي برميخورم كه بر فراز يكي از كارگاههاي در حال كاوش ايستادهاند و آن پايين، زندگي ديگري در جريان است؛ زندگي 90 روزه اعضاي هيأت باستانشناسي كاوشهاي شهر زيرزميني سامن در فضايي سنگي و دستكند با انعكاس نور زردرنگ لامپها واقع در 4 متر پايينتر از سطح و در كنار بقاياي اسكلت انبوه مردگان...



سلام , این وبلاگ رو در اصل به منظور موضوعات مالی و فاینانس ایجاد کردم ولی گاهی اوقات از مطالب و تصاویری که شخصاَ بهشون علاقمند هستم استفاده می کنم.مرسی از بازدیدتون.