Song: She

 

 

She

 


May be the face I can't forget
The trace of pleasure or regret
May be my treasure or the price I have to pay
She
May be the song that summer sings
May be the chill that autumn brings
May be a hundred different things
Within the measure of a day

She
May be the beauty or the beast
May be the famine or the feast
May turn each day into a heaven or a hell
She may be the mirror of my dreams
The smile reflected in a stream
She may not be what she may seem
Inside her shell

She
Who always seems so happy in a crowd
Whose eyes can be so private and so proud
No one's allowed to see them when they cry
She
May be the love that cannot hope to last
May come to me from shadows of the past
That I'll remember till the day I die

She
May be the reason I survive
The why and wherefore I'm alive
The one I'll care for through the rough in ready years
Me
I'll take her laughter and her tears
And make them all my souvenirs
For where she goes I've got to be
The meaning of my life is

She
She, oh she

 

http://www.popentertainment.com/notting.gif

 

 

"او"

خواننده: الویس کاستلو

 

او

شاید همان چهره ای باشد حک شده بر دیواره های دلم

راهی به سوی آرامش یا افسوس

شاید گنج یافته ام باشد یا بهایی که باید بپردازم

او

شاید آوازی باشد از لبان تابستان

یا خنکایی ار سوی پاییز

می تواند صدها چیز متفاوت باشد

هر آنچه یک روز کامل به همراه دارد

 

او

شاید دیو باشد...یا دلبر

خشک سالی... یا سالی که پر از خوشی هاست

که می تواند هر روز را جنتی سازد یا جهنمی

او شاید آیینهء رؤیاهای من باشد

تصویر تبسمی افتاده بر تن جویبار

اوشاید همانی نباشد که از درون صدفش پیداست

 

او

همان لبان همیشه خندان میان جمع

با چشمانی  شکوهمند و شرمسار

و کسی را نشاید دیدن بارش آن ابرهای بهار

او

شاید عشقی باشد، بی امیدی ادمه را

شاید به سویم آید از طرف سایه های گذشته ها

آنگونه که به یادش بیاورم تا روز پایانم

 

او

شاید دلیل ماندنم باشد

"چرا" و "چونکهء" سؤال ماندنم

اویی که میان روزهای سخت پیش رو، نگاهش خواهم داشت

 

من

اشکها و خنده هایش را درونم جمع می کنم

و از همه شان یادگاری می سازم برای خودم

آخر هرجا که او هست...باید که باشم

معنای بودنم، تنهای تنها

اوست

او...تنها...او