مدیریت
مديريت استراتژيك
مقدمه
در اصل استراتژي براي علم لشكركشي در زمان ناپلئون به كار گرفته شد ولي به تدريج در هنر جنگ به علت همبستگي قدرتهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و رواني عمليات نظامي معناي گستردهتري را بدست آورد. فرهنگها درباره كلمه «استراتژيك» اينگونه توضيح ميدهند: كليه اعمال و حركات مهم وابسته به عمليات جنگي كه ذهن شنونده مفاهيمي چون عظمت، بزرگي،جلال و جبروت، شكوه و اهميت و القا ميكند. اين واژه قديمي كه امروزه در صحنه سياست و اقتصادي جان تازهاي گرفته؛ ديگر ويژه علم و هنر فرماندهان نظامي و صناعت جنگ نيست بلكه چهرة عمومي پيدا كرده است؛ علم حركات و طرحها و خطمشيها براي ايجاد موازنه در قدرتهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي امروز تحت عنوان «مديريت استراتژيك» بكار برده ميشود. گروهي از انديشمندان اين عنوان را «مديريت راهبردي» ترجمه كردهاند.
كلياتي درباره مديريت استراتژيك
مديريت استراتژيك مجموعه تصميمها و اقدامات مديريتي است كه عملكرد بلندمدت يك شركت را تعيين ميكند. مديريت استراتژيك عبارت است از بررسي محيطي (هم محيط داخلي و هم محيط خارجي)، تدوين استراتژي (برنامهريزي بلند مدت) اجراي استراتژي، ارزيابي و كنترل. بنابراين مديريت استراتژيك بر نظارت و ارزيابي بر فرصتها و تهديدهاي خارجي در سايه توجه به نقاط ضعف و قوت يك شركت تاكيد دارد. در ابتدا به جاي واژه مديريت استراتژيك از عبارت سياست بازرگاني استفاده ميكردند. سياست بازگاني، جهتگيري كلان مديريتي دارد و عمدتاً به محيط داخلي سازمان و يكپارچه سازي بسياري از فعاليتهاي اصلي درونسازمان به طرزي مناسب توجه دارد اما مديريت استراتژيك به عنوان يك حوزه مطالعاتي در برگيرنده موضوعات اساسي مورد توجه سياست بازرگاني به همراه تاكيد بيشتر بر محيط خارجي و استراتژي ميباشد. بنابراين ترجيح دادند مديريت استراتژيك را جايگزين سياست بازرگاني كنند.
سير تكامل مديريت استراتژيك
همزمان با تلاش مديران ارشد براي سازگار و هماهنگ كردن مجموعه تحت مديريت خود با اوضاع و شرايط در حال تغيير دنيا مديريت استراتژيك طي چهار مرحله زير تكامل مييابد:
1- برنامهريزي اساسي: با هدف اعمال كنترل عملياتي بهتر از طريق تلاش براي تامين بودجهها
2- برنامهريزي مبتني بر پيشبيني: با هدف برنامهريزي موثر به منظور كمك به رشد سازمان از طريق تلاش براي پيشبيني آينده فراتر از سال بعد
3- برنامهريزي با تاكيد بر محيط خارجي سازمان(برنامهريزي استراتژيك): با هدف تامين خواستهها، نيازها و سلايق بازار و موفقيت از طريق تلاش براي جا انداختن و اعمال تفكر استراتژيك
4- مديريت استراتژيك: با هدف كسب مزيت رقابتي و آيندهاي موفق از طريق مديريت تمام منابع
هماكنون مديريت استراتژيك تا آنجا تكامل يافته است كه اولين ارزش و اولويت آن كمك به سازمان براي فعاليت موفق در محيطي پيچيده و پوياست. شركتها نيز بايد به انعطافپذيري استراتژيك برسند يعني توانايي تغيير از يك استراتژي به استراتژي ديگر.
انعطافپذيري استراتژيك نيازمند تعهد و التزام بلند مدت به طراحي، آماده سازي و تغذيه منابع اساسي است كه هر سازمان براي دستيابي به اين ويژگي بايد به سازمان يادگيرنده و پويا تبديل شود. يكي از مهمترين ويژگيهاي سازمانهاي پويا بروز نوآوري و خلاقيت در سازمان، تحصيل و انتقال دانش، آگاهي و مهارت است.
الگوي اساسي مديريت استراتژيك
همانگونه كه قبلا اشاره شد مديريت استراتژيك از عناصر بررسي محيطي، تدوين استراتژي، اجراي استراتژي، ارزيابي و كنترل و بازخور است كه طي يك نمودار زير با يكديگر مرتبط هستند.
بررسي محيطي تدوين استراتژي اجراي استراتژي ارزيابي و كنترل
بررسي محيطي عبارت است از نظارت، ارزيابي و نشر اطلاعات مربوط به محيطهاي داخلي و خارجي سازمان بينكاركنان شركت، محيط داخلي يك شركت شامل متغيرهاي نقاط ضعف و قوت است كه درون سازمان وجود دارد و معمولاً در حطيه كنترل مستمر وبلند مدت مديران ارشد قرار ميگيرد. محيط خارجي يا بيروني سازمان شامل متغيرهاي فرصتها و تهديدهاست كه خارج از سازمان وجود دارد و از حيطه كنترل پيوسته مديريت ارشد سازمان خارج ميباشد.
تدوين استراتژي عبارتست از طراحي طرحهاي بلند مدت براي مديريت موثر فرصتها و تهديدهاي محيطي و بررسي نقاط ضعف و قوت يك شركت (SWOT) تدوين استراتژي شامل تعريف ماموريت يك سازمان، تعيين اهداف قابل تحصيل طراحي استراتژيها و تعيين رهنمودهاي مربوط به خط مشي.
يك استراتژي عبارتست از طرح جامع و مادر در شركت كه نشان ميدهد شركت چگونه به ماموريت و اهداف بلند مدت خود دست مييابد.
اجراي استراتژي فرآيندي است كه طي آن استراتژيها و سياستها در تمام مراحل تهيه برنامهها، بودجهها و ريهها مورد توجه قرار ميگيرد و اعمال ميشوند. اين فرآيند ممكن است شامل اعمال تغييراتي در فرهنگ، ساختار يا سيستم مديريت سازمانيا تغيير كل اين حوزهها گردد.
كنترل و ارزيابي: فرآيندي است كه توسط آن بر فعاليتها و نتايج عملكرد شركت نظارت ميشود تا بتوان عملكرد واقعي سازمان را با عملكرد مطلوب مقايسه كرد. براي موثر واقع شدن عمليات كنترل و ارزيابي مديران بايد اطلاعاتي شفاف، صريح و واضح و دستنخورده (بدون جهتگيري خاص) را از كاركنان تحت نظارت خود كسب كنند و به مديران ارشد منتقل كنند.
در هر يك از مراحل براي كنترل عمل انجام شده فرآيند بازخور انجام ميگيرد.
- مديريت استراتژيك منابع انساني
در سالهاي اخير نقش نيروي انساني در هر دو بخش دولتي و خصوصي تغيير كرده است. نقش منابع انساني در دنياي امروز اهميت مديريت منابع انساني و ميزان موفقيت مديران را با به كارگيري نيروهاي متخصص و كارآزموده به چند صد برابر افزايش داده است. جوامع نوين كه بر پايه اطلاعات و اقتصاد پيشرفته بنا ميشوند كاري بس ظريف و خطير پيشرو دارند كه جز با افرادي آگاه و مسئوليت پذير انجام دادن آن ميسر نيست.
هر چه زمان به پيش ميرود، اهميت منابع انساني روشنتر وآشكارتر ميشود به گونهاي كه امروز از منابع استراتژيك سخن به ميان ميآيد. منابع استراتژيك نيروي انساني ارزشي بس بيشتر و والاتر از منابع مادي و سرمايهاي ديگر دارد.
مديريت منابع انساني به عنوان يك عامل استراتژيك
در چند سال گذشته مديريت منابع انساني هم از ديدگاه نظريه مديريت و هم در مديريت كاربردي به طور برجستهاي در جهان اهميت يافته است. توجه به نقش استراتژيك منابع انساني در جوامع فراصنعتي و سازمانها و نوشتههاي مديريت اثري ژرف گذاشته و به طور خلاصه هم طريقه دستيابي به اين منبع و هم نحوه به كارگيري آن در كاربرد اثر بخش مديريت استراتژيك اهميت يافته است. اگر استفاده از منابع، همراه با برنامهريزي بهتر و مناسبتر باشد، بيشك حاصل تلاش و كوشش افراد در بخشهاي دولتي و خصوصي همراه با تدبير مديريتي ديگر، موفقيت ساير برنامهها رابه دنبال خواهد داشت.
پيشرفت مديريت منابع انساني استراتژيك
از دهه 1960 به بعد نظريات گوناگون شكل گرفته است كه در آنها موضوع مديريت منابع انساني در دامنة وسيعي از نظامهاي حسابداري منابع انساني يا حسابداري سرمايههاي انساني گرفته تا نظريههايي مانند «سرمايه انساني» مربوط «شولتز» و تعيين شاخصههاي منابع انساني توسط «شوستر» ديده شده است.
در همه اين نظريهها تاكيد بر آن است كه با نيروي كار بايد به عنوان سرمايه بزرگ در سازمان رفتار كرد نه آنرا يك عامل هزينه به شمار آورد. همچنين استدلال ميكنند كه حتي در درون تكنولوژي برتر، هيچ سازماني نميتواند بدون داشتن نيروي انساني يا متخصصهاي متفاوت و مختلف به اهداف خود برسد .
موسسات بايد براي پرورش و بهبود كارمندان خود سرمايهگذاري كنند. در واقع مطالعات علمي و عملي اين بحث را تقويت ميكند. مطالعات متعددي كه توسط انديشمندان در اينباره صورت گرفته، ثابت كرده است كه موقعي اقتصادي يك موسسه به طور عمده بستگي به تجربه و مهارت نيروي انساني آن دارد.
دردهه 1980 گروههاي تحقيقاتي دانشگاه ميشيگان، هاروارد و اشتوتگارت و نيز دانشمندان سوئيسي مفاهيم تازهاي ارائه دادهاند كه به نظر ميرسيد فرارتر از تاكيد ساده بر اهميت عامل انساني با هدف گنجاندن وظايف مربوط به امور كاركنان در مديريت استراتژيك عمومي و يگانگي بخشيدن اين دو با يكديگر باشد. بيشتر اين نويسندگان بر اين عقيدهاند كه چنين يگانگي بخشيدني به وظايف نيروي انساني،با محتواي درون مديريت استراتژيك، شكلدهندة اختلاف اساسي ميان مديريت كاركنان سنتي و مفهوم مديريت منابع انساني است. بر پايه اين تجزيه و تحليل، مديريت منابع انساني ممكن است شامل عناصر زير باشد:
1- مديريت كاركنان به گونه سنتي (استخدام، حقوق و پاداش، طرحريزي كار)
2- يك فلسفه مديريتي كه به نيروي كار به عنوان سرمايه اصلي يك سازمان مينگرد و افراد انساني را توانا براي رشد و پيشرفت و خواستار اين رشد و پيشرفت مي داند.
3- وارد كردن وظيفه امور كاركنان در مديريت استراتژيك به عنوان يك از اجزاي اصلي و اساسي آن و يگانگي بخشيدن به آنها از نيمه دوم 1980 به بعد پژوهشگراني مانند «لاكام» در سال 1986 «لاتمان» و نيز «ستاهل» شروع به استفاده از اصطلاح تازه «مديريت منابع انساني استراتژيك » كردند.
فايده شناختي مقايسه بينالمللي اصطلاح و كاربرد مفهوم مديريت منابع انساني استراتژيك آن است كه به مطالعات مديريت تطبيقي كه در جستجوي بيان سادهاي از مفاهيم مديريت يعني فضيلت و برتري است جامعه عمل ميپوشاند. از آنجا كه مديريت مناب انساني عامل استراتژيك نيرومندي است كه به شدت در موفقيت اقتصادي يك موسسه تاثير ميگذارد، ميتوان آنرا عامل استراتژيك موفقيتآميز يك ملت نيز به شمار آورد. مديران استراتژيك منابع انساني با رشد، پرورش و به هنگام داشتن (UP date) خود و نيروهاي سازمان مانع كهنگي و فرسودگي منابع انساني خود ميشوند.
منابع:
1- مديريت استراتژيك، حسامالدين بيان،برگرفته از مجموعه مقالات موضوعي برگزيدة مديريتي، مركز آموزش مديريت دولتي، 1378(مجموعه پنجم)
2- مباني مديريت استراتژيك، جي ديويد هانگر و توماس ال ويلن، ترجمه محمد اعرابي و داود ايزدي، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1381
3- مديريت استراتژيك منابع انساني،سيد امينالله علوي،برگرفته از مجموعه مقالات برگزيده مديريتي، مركز آموزش مديرت دولتي، 1378(مجموعه پنجم)
سلام , این وبلاگ رو در اصل به منظور موضوعات مالی و فاینانس ایجاد کردم ولی گاهی اوقات از مطالب و تصاویری که شخصاَ بهشون علاقمند هستم استفاده می کنم.مرسی از بازدیدتون.